به نام خدا
خدای خوب من کجایی؟
سری بزن به این طرفها
خبر نداری از دل من
که گم شده همین طرفها
کجاست این دل عجیبم؟
گمان کنم که پر زده باز
دوباره امد سراغت
به خانه ی تو سر زده با ز
خدا! مواظب دلم باش
یکی دو جای ان شکسته
کبوتری شده دل من
به بام مسجد ت نشسته
گره بزن خدا! دلم را
به یک ضریح اسمانی
و روی زخم های این دل
بپاش گرد مهربانی
عرفان نظر اهاری

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 21:10  توسط صباح گلی
|
به نام خدا
سلاممممممممممم عمویی جونی و اجیا جونی
امروز سه شنبه اس و ۴ روز ار روزدیدار من با اجی ژاله، نرگس ، ازاده،مریم،بهار ، مرجان ، اجی فائزه ی مهربون میگذره .اغراقه اگه بگم همش تو اون حال و هوام ، ولی باید بگم هر وقت یاد اون روز اون ساعت کوتاهی که من با دوست جوونا بودم میتم دلم یه جوری میشه و دلتنگ همشون میشم.مهربونا
همراه با کمی احساس عذاب وجدان که چرا اون قدر دیر رسیدم و اون قدر کم با هم بودیم...دفه ی بعد باید جبران کنم...همتونو دوست دارم اجیای گلم
وقتی به عکس دسته جمعیمون نیگا میکنم قیافه ی اجی ژاله از همه انلاین تره(به قول اجی مرجان
)
هیچی بیشتر از این دلتنگم نمیکنه: دعاهایی که جوجو بهم داده و گذاشتمشون تو جانمازم ..اخییی 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:8  توسط صباح گلی
|